[Intro]
Four minds whisper, paths entwined in a late afternoon breezeا
[Verse 1]
پدر من خاستگاری میروم، دلش میگوید همراه با احترام
تربوزِ رنگی روی میز، لبخندِ کمنفسِ شهر
هر دو جهان در یک گفتوگو، بله را میطلبد از سوی من
چهار مغز همصدا، راهِ دیدنِ آینده روشن
[Chorus]
بیا با من، به سویِ رویاهایِ خانوادگی
یک کلامِ قولی، همان بله است که راهها را میگشاید
تربوزِ سبزِ امید در دستهایمان بدرخشد
بیاییم با هم، قدمی به سویِ فردا
[Verse 2]
چهار فکر، چهار مسیر، اما یک هدفِ واحد
احترام و صمیمیت، در هر خندهٔ کوچکِ بر لبان
اگر دل تو هم هست با ما، بگو بله و بیوقفه بریم
لحظهها را با هم بسازیم، با نورِ همدلی
[Pre-Chorus]
و اما وقتی که شب مینشیند کنارِ ماجراها
صدایِ تربوز خشکِ شاخهها، میگوید: بله ادامه بده
[Chorus]
بیا با من، به سویِ رویاهایِ خانوادگی
یک کلامِ قولی، همان بله است که راهها را میگشاید
تربوزِ سبزِ امید در دستهایمان بدرخشد
بیاییم با هم، قدمی به سویِ فردا
[Bridge]
اگر doubts بیاید، چهار قلب پشتِ هم میایستند
همراه با احترام، راه را روشن میکنند
[Chorus]
بیا با من، به سویِ رویاهایِ خانوادگی
یک کلامِ قولی، همان بله است که راهها را میگشاید
تربوزِ سبزِ امید در دستهایمان بدرخشد
بیاییم با هم، قدمی به سویِ فردا
[Outro]
چهار مغز، یک تصمیمِ مهربان، و یک راهِ روشن
بله را بگوییم و برویم به دیدارِ آینده